احمد بن حسين بن على كاتب
219
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
و در اين ولا از هرات مولاناى اعظم كمال الدين يعقوب و خواجه جلال الدين محمد از هرات فرار جستند و به يزد آمدند و متوجّه اصفهان گشتند ، و چون به اصفهان رفتند شاهزاده ايشان را نوازش فرمود و مولانا كمال الدين يعقوب را به ديوان مقرر فرمود « 1 » كه پهلوان امير حسين و امير سعادت مهر بزند « 2 » و خواجهء اعظم سعيد محمود حيدر را به وزارت نصب كرد و مال اصفهان به رعايا سيورغال گردانيد و يزد را از امير چقماق انتزاع نمود و به احمد مغول جانباز داد و او را به يزد فرستاد . و هم در اين ولا بندگى جناب شيخ الاسلام اعظم سعيد محبّ الدين / 246 / ابو الخير به يزد آمد و متوجّه اصفهان شد . اهل اصفهان بر موجب فرموده استقبال كردند و به اعزاز تمام در شهر آوردند و شاهزاده او را در ديوان نصب كرد . بعد از آن شاهزاده طمع بر اهل عراق كرد و گفت شايد كه مرا با تراكمه مقاومت بايد كرد . اصحاب يزد را طلب داشت و گفت در يزد از شهر و ولايت از هر خانه بيست دينار كپكى معاونت لشكر نمايند . جناب صاحب اعظم خواجه عماد الدين و خواجه جلال الدين مرشد كه صاحب ديوان يزد بودند تكليف فرمودند . ايشان را مجال ابا نمودن نبود . هرچند عجز رعايا در ديوان اظهار مىكردند [ 283 ] فايده نداشت . متوجّه يزد گشتند و خواجه جلال الدين مرشد مدبّر اين امور گشت و بنيادخانه نوشتن كردند و آخر بر احصاء رئوس « 3 » قرار گرفت و سرشمار بر مردم انداختند و به اصل و فرع مبلغ هفتصد تومان از شهر و ولايت بستدند و براتداران از اصفهان متوجّه يزد گشتند . و در اكثر بلاد عراق به غير از كرمان اين مطالبه « 4 » واقع شد ، و در اين ولا از كرمان امير شمس الدين حاجى محمد به يزد آمد .
--> ( 1 ) . مل : گردانيد . ( 2 ) . كذا در اصل ، ظ : بزنند . ( 3 ) . مل : دروس . ( 4 ) . مل : مطالبت .